عوارض داروی اوزمپیک و GLP-1؛ ۲۴ تجربه واقعی و تکاندهنده از کاهش وزن تا فلج معده

نگاهی به داروهای جدید کاهش وزن و درمان دیابت داروهای GLP-1 مانند اوزمپیک (Ozempic)، ویگووی (Wegovy) و مونجارو (Mounjaro) که در اصل برای درمان دیابت نوع ۲ توسعه یافته بودند، اکنون به طور گسترده برای کاهش وزن تجویز میشوند. این داروها آنقدر همهگیر شدهاند که احساس میشود هر فردی در یکی از این سه گروه
نگاهی به داروهای جدید کاهش وزن و درمان دیابت
داروهای GLP-1 مانند اوزمپیک (Ozempic)، ویگووی (Wegovy) و مونجارو (Mounjaro) که در اصل برای درمان دیابت نوع ۲ توسعه یافته بودند، اکنون به طور گسترده برای کاهش وزن تجویز میشوند. این داروها آنقدر همهگیر شدهاند که احساس میشود هر فردی در یکی از این سه گروه قرار میگیرد: یا خودتان در حال مصرف آن هستید، یا کسی را میشناسید که مصرف میکند، یا اینکه نمیتوانید گوشی خود را باز کنید بدون اینکه شخصی را در حال صحبت درباره آنها ببینید.
به گزارش خانه مهتاب به نقل از Yahoo، اگرچه این دست از داروها برای بسیاری از افراد تغییردهنده زندگی بودهاند، اما میتوانند عوارض جانبی گوناگونی نیز به همراه داشته باشند. در طول چند ماه گذشته، ما داستانهای دست اولی را از افرادی که داروهای GLP-1 مصرف میکنند به اشتراک گذاشتهایم و دیدگاههای متفکرانه و صادقانه زیادی دریافت کردهایم. از این رو، پاسخهای بیشتری را جویا شدیم و بار دیگر مردم تجربیات خود را ارائه دادند. در ادامه ۲۴ نکتهای که افراد متقاضی داوطلب دوست داشتند پیش از آغاز مسیر درمان با GLP-1 میدانستند آورده شده است:
تجربیات عجیب و عوارض جانبی غیرمنتظره داروی اوزمپیک
۱. تغییر طعم عجیب سیبزمینی: «تنها عارضه جانبی عجیبی که دارم این است که طعم اکثر سیبزمینیها به نظرم فاسد میرسد. پخته، پوره و سیبزمینی سرخکرده… همگی چندشآور شدهاند. فقط سیبزمینیهای برشته Waffle House و تاتر توتس قابل تحمل هستند. دلم برای سیبزمینی تنگ شده است.»

۲. ریزش شدید مو با داروی زپباند (Zepbound): «من مدت ۱.۵ سال است که Zepbound مصرف میکنم و ۴۵ کیلوگرم (۱۰۰ پوند) وزن کم کردهام، اما حجم ریزش مویی را که با این دارو تجربه کردم پیشبینی نمیکردم. لزوماً نقاط طاس ایجاد نشده، اما تراکم موهایم به شدت کاهش یافته است.» — ناشناس، ۴۲ ساله، زن، مریسلند
حساسیتهای شدید، نارسایی کبد و عدم دریافت نتیجه
۳. نارسایی کبد به دلیل حساسیت به GLP-1: «من یکی از افراد بسیار نادری هستم که به داروهای GLP-1 حساسیت شدید دارم! چند ماه دوز پایینی مصرف میکردم و حالم خوب بود. وقتی دوز را بالا بردم، احساس خستگی مفرط پیدا کردم و چند هفته بعد به جایی رسید که تقریباً تمام روز را میخوابیدم! مشخص شد کبد من به دلیل داروها در حال از دست دادن کارایی خود است. چند ماه طول کشید تا پس از قطع مصرف بهبود یابم. دوست داشتم بتوانم از GLP-1 برای لاغری استفاده کنم، اما اکنون مجبورم با روشهای سنتی پیش بروم!» — ناشناس، ۳۶ ساله، زن، آمریکا

۴. عوارض گوارشی و عدم کاهش وزن مناسب با سیماگلوتاید (Semaglutide): «من به مدت یک سال سیماگلوتاید مصرف کردم و دچار اسهال و استفراغ وحشتناکی شدم و تنها حدود ۴ کیلوگرم وزن کم کردم. حدود ۷ ماه است که تیرزپاتید (Tirzepatide) مصرف میکنم و باز هم فقط حدود ۴.۵ کیلوگرم کم کردهام. عوارض گوارشی کمتری دارد اما دچار التهاب و سوزش در محل تزریق شدهام. شکایت اصلی من این است که نتایجی را که دیگران میبینند مشاهده نمیکنم. مطمئن نیستم به این دلیل است که از اول هم کالری زیادی دریافت نمیکردم یا نه، اما غذای خیلی سالمی هم نمیخورم. شنیدن اینکه دیگران ۱۸ تا ۲۲ کیلوگرم کم میکنند ناامیدکننده است، در حالی که وزن من هفته به هفته بهسختی تغییر میکند.»
اهمیت مصرف آب، خطرات چشمی و آسیبهای جبرانناپذیر
۵. ضرورت مصرف آب و فیبر برای جلوگیری از یبوست شدید: «نوشیدن آب هنگام مصرف این داروها بسیار حیاتی است! من دچار یبوست شدید شدم (زیرا دستورالعمل را درست نخوانده بودم). دوستم گفت روزانه ۲ تا ۳ لیتر آب مینوشد؛ بله، دوباره دستورالعمل را خواندم… این همان کاری است که باید انجام شود. فیبر هم بسیار کمککننده است.» — ناشناس، ۵۴ ساله، زن، سوئد
۶. ابتلای به دیورتیکولیت و سوراخ شدن شبکیه چشم: «من ساكسندا (Saxenda) مصرف میکردم و دچار دیورتیکولیت شدم که برای درمان آن باید آنتیبیوتیک مصرف میکردم. آن دارو را قطع کردم و ۹ ماه به ویگووی (Wegovy) روی آوردم و هیچ وزنی کم نکردم. سپس سراغ Zepbound رفتم. این دارو بینایی من را خراب کرد و در نهایت دچار سوراخ در شبکیه چشم شدم. مجبور به جراحی چشم شدم و شرایط وحشتناکی بود. پزشک میگوید بینایی من دیگر هرگز ۱۰۰ درصد نخواهد شد و من فقط ۳ کیلوگرم وزن کم کردهام. این داروها بدون عارضه جانبی نیستند و باید بسیار مراقب باشید.» — ناشناس، ۶۳ ساله، زن

۷. خطر کوری در صورت ابتلا به رتینوپاتی دیابتی: «هیچکس به من نگفته بود که در صورت داشتن رتینوپاتی دیابتی یا ادم ماکولای دیابتی که هر دو میتوانند باعث نابینایی شوند، نباید اوزمپیک مصرف کرد. اوزمپیک آنها را بدتر میکند. من نزدیک بود از یک چشم نابینا شوم. بیش از دو سال پیش مصرف اوزمپیک را قطع کردم و هنوز با آن چشم مشکلاتی دارم، اگرچه بیناییام بعد از حدود ۸ ماه کمی بهتر شد. با همه اینها، وزنم کم نشد و آزمایشهایم تغییری نکرد. تنها چیزی که به من کمک کرد جراحی لاغری بود.»
عوارض شدید گوارشی، فلج معده (گاستروپارزی) و آسیبهای دائمی
۸. ضرورت مصرف ملینها: «اگر GLP-1 مصرف میکنید، مطمئن شوید که برای تنظیم مزاج از نوعی ملین نیز استفاده میکنید! بسیار مهم است. اگر سابقه یبوست شدید و انسداد مدفوع داشتهاید که نیاز به بستری در بیمارستان داشته، بعدها از من تشکر خواهید کرد.» — ناشناس، ۵۵ ساله، زن، آتلانتا
۹. استفراغهای شدید، فلج معده و آسیب به دندانها: «من به مدت دو سال چندین داروی مختلف GLP-1 را مصرف کردم و در تمام این مدت فقط حدود ۱۶ کیلوگرم کم کردم. من اختلال عصبی، سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS)، اختلال در عملکرد کف لگن و بیماری تیروئید دارم… لیست ادامه دارد. اما این شرایط همراه، کاهش وزن را دشوارتر میکرد. پزشک زنان من دارو را شروع کرد و من سریعاً شروع به کاهش وزن کردم، اما به نقطهای رسیدم که به شدت و بدون کنترل استفراغ میکردم؛ طوری که دندههایم درد میگرفت، چشمانم پر از خون میشد و صورتم از شدت فشار کبود میشد.»

«طولانیترین زمانی که بدون دفع مدفوع سپری کردم ۸ روز بود و سپس تشخیص گاستروپارزی (فلج معده)، گاستریت مزمن شدید و خونریزی روده برای من داده شد. در نهایت زمانی دارو را قطع کردم که دندانپزشکم گفت اگر استفراغ را متوقف نکنم، تا ۳۰ سالگی تمام دندانهایم را از دست خواهم داد. مشکلات گوارشی من اکنون دائمی شدهاند.»
۱۰. حالت تهوع دائمی، اسهال و سوءتغذیه: «برای کمک به درمان دیابت اوزمپیک مصرف میکردم. دچار فلج معده شدم. مدام حالت تهوع داشتم. هر روز استفراغ میکردم و اسهال شدید داشتم. در مدت کوتاهی سایز شلوارم دو سایز کم شد. اما با وجود اینکه هنوز چاق بودم، دچار سوءتغذیه شدم. حتی فکر کردن به غذا حالم را به هم میزد. نمیتوانم غذاهای سالمی را که دوست دارم و باید بخورم درست هضم کنم. در مدت کوتاهی مجبور به استفاده از سرویس بهداشتی میشوم و غذا دفع میشود. غذاهایی که برای دیابتیها خوب نیستند — مثل نان و پاستا — تنها چیزهایی هستند که میتوانم تحمل کنم. دلم برای سالاد، کلم بروکلی، لوبیا، هویج و سیب تنگ شده است. چندین آزمایش برای تأیید گاستروپارزی انجام دادم.»

«نمیدانستم ممکن است همزمان دچار یبوست و اسهال شد. حتی اگر حواسم به غذایم باشد، هفتهای چند بار دچار درد معده و اسهال میشوم. بیمه درمانیام را از دست دادم و بدون آن توان مالی خرید اوزمپیک را ندارم. هنوز به دلیل فلج معده مشکل دارم. ترجیح میدهم استفراغ کنم تا اسهال داشته باشم. پزشکی که اوزمپیک را تجویز کرد، عوارض جانبی کندی هضم را سرسری گرفت و جزئیات آن را توضیح نداد.» — ناشناس
۱۱. اجبار پزشکان و فلج دائمی معده: «فلج دائمی معده یا گاستروپارزی؛ با وجود نگرانیهایم، پزشکم مرا مجبور به شروع GLP-1 کرد. دوز اولیهی ویکتوزا (Victoza) را به مدت دو ماه مصرف کردم تا اینکه دارو نایاب شد. بله، گرسنگی مرا از بین برد، اما فقط با فلج کردن معدهام. پزشک گفت موقتی است؛ اما الان بیش از سه سال گذشته است. نمیتوانم بدون درد چیزی بخورم و ۲۴ ساعته احساس سنگینی ناخوشایندی دارم. یک روزهداری سه روزه تحت نظر پزشک داشتم و تمام مدت احساس پر بودن معده داشتم. به دلیل اینکه احساس پر بودن میکنم و غذا نمیخورم، دچار افت قند خون (هیپوگلیسمی) شدهام. نکته خندهدار این است که متخصص غدد برای درمان افت قند خونم داروی GLP-1 پیشنهاد کرده بود! پزشکان در حال زورگوئی به بیماران برای مصرف این داروها هستند. ای کاش هرگز آن را مصرف نمیکردم.» — ناشناس، ۳۳ ساله، زن، آمریکا

تاثیرات بر ذهن، کاهش اشتها و آروغهای مداوم
۱۲. آروغهای مداوم اما قابل تحمل: «با ترولیسیتی (Trulicity) شروع کردم؛ هیچ کاری جز مشکلات معده نکرد، بنابراین به اوزمپیک تغییر دادم و مشکلات معده برطرف شد. اما آروغ زدن مداوم شروع شد. دو ماه پیش به Zepbound تغییر دادم و آروغ زدن بدتر شده است. آروغ گوگردی ندارم؛ فقط آروغهای معمولی مدام و گاهی عمیق و بلند. برای خودم و حتماً برای همسرم بسیار آزاردهنده است. اما در طول سال گذشته حدود ۲۲ کیلوگرم کم کردهام که باعث میشود این آروغها قابل تحمل شوند.»
۱۳. خاموش شدن صدای غذا در ذهن و بهبود سلامت روان: «ذهنم برای اولین بار آرام شده است! نه صدای غدایی وجود دارد و نه افکار وسواسی. منظمتر شدهام، کارها را انجام میدهم و متوجه شدم که ممکن است ADHD داشته باشم. سه ماه است اوزمپیک مصرف میکنم و این تصمیمی برای کمک به دردهای مزمن بود. ۱۶ کیلوگرم کم کردهام با حداقل عوارض جانبی، به جز کمآبی شدید بدن که باعث گرفتگی عضلاتم میشود. اما اکنون آب و نوشیدنیهای ورزشی بسیار بیشتری مینوشم، مسکنهایم کاهش یافته و زندگیم تغییر کرده است! قبلاً از مصرف این داروها احساس خجالت میکردم، اما دیگر اهمیت نمیدهم.» — ناشناس، ۳۸ ساله، زن، کانادا

۱۴. کاهش وزن سریع و تغییر محل تزریق: «پس از کاهش ۸ کیلوگرم به تنهایی در دو ماه، Zepbound را شروع کردم و وزن به سرعت شروع به ریزش کرد. اما چند هفته اول دردناک بود. بدترین عوارض، حالت تهوع و کار نکردن داروی ADHD من بود. محل تزریق را از شکم به ران تغییر دادم و این کار به شدت به بهبود حالت تهوع کمک کرد. در مجموع در ۶ ماه ۱۸ کیلوگرم کم کردهام! در حال کاهش دوز هستم و به رواندرمانی روی آوردهام تا رابطهام با غذا را دوباره بررسی کنم.» — ناشناس، ۳۰ ساله، زن، نیویورک
ریزش مو شدید، مشکلات کیسه صفرا و خوابآلودگی
۱۵. ریزش دستهای موها: «ریزش مو فوقالعاده شدید بود! من فقط چهار ماه آن را مصرف کردم. ۱۵ کیلوگرم کم کردم، اما تا ماه سوم دستهدسته موهایم میریخت. در نهایت سه ماه پس از قطع دارو متوقف شد. به من گفته شده بود “کمی” مو از دست میدهم، اما آنقدر بد بود که مجبور شدم پروتز مو بخرم. همچنین مرا بسیار خوابآلود میکرد.» — ناشناس، ۴۴ ساله، زن، لاسوگاس
۱۶. پانکراتیت و سنگ کیسه صفرا: «دارویم را از یک داروخانه آنلاین تهیه کردم و اگرچه قبلاً سنگ کیسه صفرا داشتم، آن سوال را در پرسشنامه آنلاین رد کردم. سپس دارو به قدری به من پانکراتیت و سنگ کیسه صفرا داد که در بیمارستان بستری شدم. احساس میکردم معدهام منفجر میشود. مجبور شدم دارو را قطع کنم. اکنون مجبورم به روش قدیمی — کاهش کالری و ورزش — وزن کم کنم.»
۱۷. آسیب به سیستم عصبی و برداشتن کیسه صفرا: «ای کاش کسی به من میگفت این دارو میتواند سیستم عصبی شما را کاملاً به هم بریزد و مهمتر از همه — در نهایت مجبور شدم کیسه صفرایم را بردارم زیرا باعث التهاب، درد شدید و بیماری آن شد. من فقط چند ماه دوزهای بسیار پایین مصرف میکردم و حتی همان هم باعث آشفتگی کامل شد.» — ناشناس، ۴۳ ساله، زن، مین
راهکارهای مدیریت عوارض و نکات تغذیهای مهم
۱۸. راهنمای عملی برای مدیریت عوارض داروی اوزمپیک: «باید یاد بگیرید چگونه این ترن هوایی را مدیریت کنید. سه روز اول بعد از تزریق، انتظار یبوست داشته باشید. نرمکننده مدفوع مصرف کنید. اگر حالت تهوع دارید، زیاد غذا خوردهاید. به افراد زیادی این دارو بدون هیچ پشتیبانی تغذیهای تجویز میشود. باید روزانه به ۹۰ گرم پروتئین برسید؛ شیکها، آب پروتئین و غیره. فیبر: ۲۵ گرم، پس قرص فیبر مصرف کنید. در نهایت این وضعیت متعادل میشود. غذای چرب یک فاجعه است؛ اصلاً آن را نخورید، اسهال پاسخ آن خواهد بود. خستگی معمولاً به دلیل نپذیرفتن کالری کافی است. همچنین میتواند احساسی شبیه به افسردگی ایجاد کند. مه م Pap یا همان مه ذهنی زمانی اتفاق میافتد که کربوهیدرات کافی نمیخورید. این دارو برای بازسازی رابطه شما با غذاست. در نهایت آنچه را که بدنتان نیاز دارد میخورید، نه آنچه را که هوس میکنید. هیچ هوسی وجود ندارد. توده عضلانی به دلایل زیادی مهم است. به یاد داشته باشید، قلب شما یک عضله است؛ اگر همه چیز شل شود، قلب شما نیز شل میشود.» — greenovercoat48
۱۹. خستگی مفرط، ضعف عضلانی و بدطعم شدن قهوه: «من حدود ۱۰ هفته از یک سرویس آنلاین سیماگلوتاید دریافت کردم. در آن مدت فقط نیم کیلوگرم کم کردم، اما از بین رفتن هوسها و صدای غذا عالی بود. بهبود تمرکز که از گرسنه نبودن مدام به دست آوردم یک مزیت بود. اما هفته گذشته متوقفش کردم زیرا دارو باعث بیحالی، خستگی و ضعف عضلانی شد. قبل از داروها، سالها بود که ۳ تا ۵ صبح در هفته شنا میکردم. اما بعد از ۶ تا ۷ هفته مصرف دارو، صبحها نمیتوانستم خودم را از تخت بیرون بکشم. وقتی توانستم به استخر بروم، عضلاتم بعد از انجام نصف طولهایی که قبلاً میرفتم خسته میشدند. ۳۰ دقیقه پیادهروی در زمان ناهار شبیه شکنجه بود. تلاش کردم با نوشیدن قهوه بیشتر انرژی بگیرم، اما به نظر میرسید دارو طعم قهوه را وحشتناک میکند. امیدوار بودم خستگی فروکش کند، اما هفته به هفته بدتر شد. اکنون میفهمم چرا مردم هنگام مصرف این داروها توده عضلانی و استخوانی خود را از دست میدهند.» — sharethebuzz

تأثیر بر قند خون، تغییر لایفاستایل و نظرات پایانی
۲۰. کاهش شاخص A1C و لزوم ثبت کالریها: «من ۱۵ میلیگرم مونجارو مصرف میکنم و تنها عارضه جانبی بد این است که بدون وارد کردن غذایم در اپلیکیشن MyFitnessPal و حفظ رژیم ۱۵۰۰ کالری در روز نمیتوانم وزن کم کنم. وزن به طور معجزهآسایی آب نشد. بهترین اثر این است که شاخص A1C من از ۷.۱ به ۶.۲ رسید. میگویم رژیم گرفتن با مونجارو به دلیل کاهش صدای غذا آسانتر است، اما بدون مسئولیتپذیریِ ثبت همهچیز، پرخوری برایم آسان خواهد بود.»
۲۱. نجات زندگی بیماران دیابتی و عوارض در افراد مسن: «پدرم از یکی از این داروها استفاده میکند و این دارو لفظاً زندگی او را نجات داده است. تمام آزمایشهایش خوب است، فشار خونش طبیعی است، میتواند بدون درد راه برود، دوباره هنر خلق میکند، شوخطبعیاش برگشته و او همان پدری است که از دوران کودکی به یاد دارم. یکی از بزرگترین چیزها این است که او دیگر هوس فستفود نمیکند؛ حتی دیگر نمیتواند بوی آن را تحمل کند. او فقط عوارض جانبی جزئی داشت که برطرف شدند. مادرم هم دارو را مصرف میکند و متوجه کاهش وزنی نشده، اما قند خونش بهتر است. او برخی عوارض جانبی احتمالی داشته است: خستگی، گیجی، ضعف در اندامها و گیجی ذهنی. در این مرحله مشخص نیست که آیا اینها ناشی از دارو هستند یا برخی مشکلات زمینهای دیگر.» — ehch
۲۲. تغییر ذائقه به سمت غذاهای سالم و نقد صنعت غذا: «به عنوان کسی که برای کاهش وزن GLP-1 مصرف کرده و اکنون درک بهتری از آنچه بدنم برای سالم بودن نیاز دارد دارد، در واقع به جای آشغالهای فرآوری شده، هوس میوه و سبزیجات کردم. جای تأسف است که این کشور به جای بهتر کردن غذا برای ما، ترجیح میدهد برای کمک به کاهش وزن مردم دارو بسازد. آنها لفظاً در تلاشند تا غذاها را اعتیادآورتر کنند تا آثار GLP-1 را دور بزنند. هدف این است که شما را ناسالم نگه دارند. من کسی را که احساس میکند نیاز به مصرف این دارو دارد قضاوت نمیکنم؛ من افراد بالا دستی را که در وهله اول این وضعیت را ایجاد کردهاند قضاوت میکنم.»
۲۳. درمان مشکلات گوارشی قبلی و کاهش موفقیتآمیز وزن: «من تقریباً دو سال است که مونجارو مصرف میکنم و ۳۱ کیلوگرم (۷۰ پوند) وزنی را که هدفم بود کم کردهام. همچنین شاخص A1C من از ۶.۳ به ۵.۲ رسیده است. من هیجانزده هستم. آروغهای گوگردی هم داشتهام که در مورد آنها به من هشدار داده نشده بود. آنها دو تا سه روز بعد از دوز من به شدت فعال میشوند. یبوست را به من هشدار داده بودند و به عنوان کسی که سندرم روده تحریکپذیر نوع اسهال (IBS-D) دارد، کنترل آن کمی چالشبرانگیز بود. پزشکم به من گفت هفتهای یک بار میرالاکس یا محصولی مشابه بنوشم و اکنون دیگر مشکلی ندارم. تجربه هرکس متفاوت است، اما برای من عالی بوده است.» — katet4dbf41478
۲۴. کاهش علائم یائسگی: «من هنوز ندیدهام شخص دیگری در این باره چیزی بگوید، اما من یک ترکیب سیماگلوتاید مصرف میکنم و علاوه بر خاموش کردن صدای غذا، جلوگیری از جهش قند خون و کاهش وزن، علائم پرهیائسگی (Perimenopause) من نیز تقریباً ناموجود شد. تعریق شبانه و گرگرفتگی کمی وجود داشت، اما کلاً همین بود. من این موضوع را مدیون داروها میدانم.» — visionarylion48
امیدواریم این داستانها اگر تجربه مشابهی داشتهاید باعث شده باشد احساس کنید دیده شدهاید، یا اگر در حال تصمیمگیری برای مناسب بودن یا نبودن GLP-1 هستید، اطلاعات بیشتری به شما داده باشد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0