تاریخ انتشار : چهارشنبه 19 آگوست 2026 - 1:19 خبرنگار : رقیه شریفی
کد خبر : 13105

از استعفا در دوران بارداری تا خلق یک استارتاپ موفق؛ داستان بنیان‌گذار برند پرلل الکس تیلور

از استعفا در دوران بارداری تا خلق یک استارتاپ موفق؛ داستان بنیان‌گذار برند پرلل الکس تیلور

الکس تیلور (Alex Taylor) جایگاه مدیریتی ارشد خود در دنیای رسانه را رها کرد تا وارد مسیر کارآفرینی شود و یک برند مکمل‌های سلامت زنان را پایه‌گذاری کند؛ تصمیمی بزرگ که زندگی فردی و حرفه‌ای او را متحول ساخت. به گزارش خانه مهتاب به نقل از بیزینس اینسایدر (Business Insider)، این روایت اول‌شخص بر اساس

الکس تیلور (Alex Taylor) جایگاه مدیریتی ارشد خود در دنیای رسانه را رها کرد تا وارد مسیر کارآفرینی شود و یک برند مکمل‌های سلامت زنان را پایه‌گذاری کند؛ تصمیمی بزرگ که زندگی فردی و حرفه‌ای او را متحول ساخت.

به گزارش خانه مهتاب به نقل از بیزینس اینسایدر (Business Insider)، این روایت اول‌شخص بر اساس گفت‌وگویی با الکس تیلور، هم‌بنیان‌گذار ۳۹ ساله برند مکمل‌های سلامت بانوان «پرلل» (Perelel)، به نگارش درآمده و برای وضوح و انسجام بیشتر بازنویسی شده است.

ورود زودهنگام به جایگاه‌های مدیریتی در صنعت رسانه

من بسیار زودتر از آنچه انتظار می‌رفت وارد پست‌های کلیدی و مدیریتی شدم. در حدود ۲۹ سالگی به عنوان مدیرعامل و سردبیر ارشد مجموعه رسانه‌ای Clique منصوب شدم؛ هلدینگی که رسانه‌های مشهوری همچون Who What Wear ،Byrdie ،MyDomaine و چندین نشریه مطرح دیگر را مدیریت و منتشر می‌کرد.

عاشق حوزه تحریریه و نویسندگی بودم، اما ساعات کاری من بسیار طولانی و فرسایشی بود. معمولاً ساعت ۷ صبح اولین نفری بودم که وارد دفتر می‌شدم و حوالی ۷ شب به عنوان آخرین نفر شرکت را ترک می‌کردم. در آن دوران، حضور فیزیکی در محیط کار اهمیت بسیار بالایی داشت. علاوه بر این، جوان بودم و تعهدات خانوادگی نداشتم؛ به همین دلیل حتی اگر ایمیلی در نیمه‌شب ارسال می‌شد، بلافاصله پاسخ می‌دادم. در این فرایند، درست مانند بسیاری از زنان دیگر، سلامت جسمی و روانی و اولویت‌های حیاتی زندگی‌ام را فدا کردم.

تشخیص بیماری خودایمنی و زنگ خطر برای سلامتی

در حالی که زندگی حرفه‌ای من به سرعت رشد می‌کرد و به اوج رسیده بود، وضعیت سلامتی‌ام رو به زوال گذاشت. در سال ۲۰۱۶ علائم عجیب و نگران‌کننده‌ای در بدنم بروز پیدا کرد؛ موهایم به شدت دچار ریزش شد، منی که همیشه فرد سحرخیزی بودم دچار رخوت و خستگی مفرط شدم، پوستم آسیب دید و به طور مداوم با مه مغزی (Brain Fog) شدید دست‌وپنجه نرم می‌کردم. علاوه بر این، انگشتان دستم به شدت ملتهب شده بودند و وزنم با سرعت زیادی افزایش می‌یافت.

با وجود تمام این نشانه‌ها، آن‌ها را نادیده گرفتم و با همان روند به کار ادامه دادم تا اینکه به بیماری زونا مبتلا شدم. این اتفاق در نهایت مرا مجبور کرد به پزشک مراجعه کنم. پس از آزمایش‌ها و بررسی‌های دقیق، به یک بیماری خودایمنی به نام بیماری هاشیموتو (Hashimoto’s Disease) مبتلا شناخته شدم. پزشکان بر این باور بودند که این بیماری تا حد زیادی به دلیل استرس و فشارهای کاری مفرط فعال شده است. در همان بازه زمانی برای بارداری نیز با مشکلات متعددی روبه‌رو بودم و آنجا بود که متوجه شدم چه آسیبی به خود زده‌ام؛ از آنجا که همیشه آرزوی تشکیل خانواده داشتم، خود را مقصر این شرایط می‌دانستم.

تصمیم بزرگ: تغییر محیط کاری و اولویت دادن به سلامت

برای کنترل بیماری، رژیم غذایی‌ام را به یک برنامه ضدالتهابی تغییر دادم و مصرف داروهای تجویزشده را آغاز کردم. پزشکان تاکید کردند که برای بهبودی باید سطح استرس خود را به شکل چشمگیری کاهش دهم. ابتدا با خودم فکر می‌کردم چگونه می‌توان همزمان با مدیریت یک شرکت بزرگ استرس را کم کرد؟ ناگهان حقیقت را دریافتم: هیچ شغلی ارزش به خطر انداختن سلامتی‌ام را ندارد.

به این نتیجه رسیدم که باید محیط پیرامونم را تغییر دهم. از موقعیتم در مجموعه Clique کناره‌گیری کردم و جذب شرکت URBN شدم تا هدایت برند پوشاک ورزشی Free People Movement را بر عهده بگیرم. سرانجام در ماه‌های پایانی حضورم در رسانه باردار شدم و زمانی که ۷ ماهه باردار بودم به Free People پیوستم. حدود یک سال در آنجا فعالیت کردم، اما از همان ابتدای کار حس می‌کردم چیزی درست پیش نمی‌رود و کشش درونی عمیقی برای راه‌اندازی کسب‌وکار شخصی خودم احساس می‌کردم.

تولد استارتاپ مکمل‌های سلامت زنان (Perelel)

در دورانی که پسرم به دنیا آمد، متوجه شدم که باید ویتامین‌ها و مکمل‌های مورد نیازم را از منابع متعدد و بطری‌های گوناگون تهیه و دسته‌بندی کنم. متخصص زنان، پزشک طب سوزنی و متخصص طب طبیعی همگی مشاوره‌های متفاوتی به من می‌دادند و هیچ راه‌حل یکپارچه‌ای وجود نداشت. در همین مقطع با شریک تجاری‌ام، ویکتوریا تین جویا (Victoria Thain Gioia) آشنا شدم؛ دختری که فرزندش با مشکل لب‌شکری مرتبط با کمبودهای تغذیه‌ای متولد شده بود. ما دریافتیم که ریزمغذی‌ها تا چه اندازه در دوران بارداری سرنوشت‌ساز هستند و تصمیم گرفتیم یک استارتاپ نوآورانه در بازار مکمل‌های تغذیه‌ای تاسیس کنیم.

هدف ما جذب سرمایه اولیه بود، اما با آغاز همه‌گیری کووید-۱۹، فرایند سرمایه‌گذاری متوقف شد و درهای صندوق‌های سرمایه‌گذاری بسته شد. به همین دلیل تصمیم گرفتیم مسیر بوت‌استرپینگ (توسعه کسب‌وکار با سرمایه شخصی) را در پیش بگیریم. در سپتامبر ۲۰۲۰، فعالیت تجاری خود را با معرفی ۵ محصول تخصصی برای مراحل مختلف بارداری آغاز کردیم. پس از مدتی، موفق به برگزاری راند سرمایه‌گذاری بذری (Seed Round) به رهبری Unilever Ventures و Willow Growth شدیم و در دوره‌های بعدی نیز شرکت‌های مطرحی همچون Selva Ventures و Prelude Growth Partners به جمع سرمایه‌گذاران ما پیوستند.

در آن دوران صاحب فرزند دومم (یک دختر) شدم. همسرم در صنعت سینما فعالیت می‌کرد و برای تامین مخارج خانواده ناچار بود ماه‌ها دور از خانه و در محل فیلم‌برداری به سر ببرد. خوشبختانه زندگی در نزدیکی خانواده‌ام در لس‌آنجلس کمک بزرگی بود؛ چرا که در روزهای ابتدایی توان مالی استخدام پرستار تمام‌وقت را نداشتم و مادرم و مادرهمسرم در مراقبت از فرزندان کمک شایانی به من کردند.

راهکارهای کنترل استرس و حفظ تعادل میان مادری و مدیریت کسب‌وکار

پس از گذشت پنج سال، اکنون دفتر مرکزی ما در لس‌آنجلس دایر است، تیمی مجرب و متعهد داریم و سبد محصولات مکمل خود را برای حمایت از زنان در دوران پیش‌یائسگی (Perimenopause) و همچنین مسیرهای درمان ناباروری (IVF) گسترش داده‌ایم.

با این حال، مدیریت استرس به عنوان یک مادر و همزمان یک بنیان‌گذار استارتاپ کار ساده‌ای نیست. برای حفظ سلامت روانی و جسمی‌ام روش‌های خاصی را دنبال می‌کنم:

  • مدیتیشن روزانه: تقریباً هر روز تمرینات مراقبه و مدیتیشن انجام می‌دهم.
  • تنظیم ساعت خواب: ساعت ۸ شب، درست پس از خواباندن کودکانم (که اکنون ۵ و ۷ ساله هستند)، به خواب می‌روم.
  • مطالعه کتاب‌های داستانی: در گذشته کتاب‌های توسعه فردی و غیرداستانی زیادی می‌خواندم، اما متوجه شدم باید دست از تلاش مداوم برای «بهینه‌سازی بیش‌ازحد خود» بردارم. اکنون لذت و آرامش واقعی را در مطالعه رمان و ادبیات داستانی یافته‌ام.
  • قفل فیزیکی تلفن همراه: با استفاده از ابزار قفل فیزیکی گوشی (Brick Phone Lock)، انضباط دیجیتالی خود را افزایش داده‌ام. دریافتم بیشترین تنش‌ها زمانی رخ می‌داد که می‌خواستم حین حمام بردن کودکانم، به پیام‌های کاری اسلک (Slack) پاسخ دهم و کارها را همزمان پیش ببرم.

مسیر شغلی و تجربیات حرفه‌ای‌ام به من آموخت که چگونه می‌توان همواره بلندپرواز و هدف‌گرا باقی ماند، بدون آنکه ارزش‌های بنیادین زندگی فدا شوند یا سلامتی به ورطه نابودی کشیده شود.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.